1 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

وقتی که به مغولستان فکر می کنید، ممکن تصویری از تپه های استپی بی انتها یا شن های سوزان صحرای گوبی یا شاید هم اسب ها و خیمه های قرقیزهای ساکن سیبری را تجسم کنید. اما کمتر ممکن است جنگل های آلپی و گوزن های شاخدار به ذهن کسی خطور کند. درخاد دپرشن منطقه ای در شمال مغولستان و نزدیک مرز های روسیه، مامن قوم کوچ نشین درخاد است که پیشه اصلی شان دامداری و پرورش گوزن شمالی است و تابستان ها در این منطقه ساکن اند. این ناحیه تنها با پای پیاده و یا اسب قابل دسترسی است. اما شنیده بودیم که می توان راهنمایی استخدام کرد و سوار بر اسب به این منطقه رسید .برای رسیدن به درخاد، همراه با ۴ نفر از دوستانم از لس آنجلس به پایتخت مغولستان، اولان باتور پرواز کردیم. بعد از یک پرواز داخلی کوتاه، راهنمای خود را در شهر مورون (Mürün) ملاقات کردیم که همراه با راننده خودرویی متعلق به دوران شوروی سابق به نام UAZ Bukhanka (به معنی قرص نان) با شکل و شمایل یک ون فولکس واگن به استقابلمان آمده بودند.
2 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

بعد از مسیری حدودا ۳۲ کیلومتری در جاده آسفالته، راننده کم حرف ما، اولگا، دوری زد و از جاده اصلی وارد جاده ای خاکی شد و رو به سوی افق به راه افتاد. چشم انداز از جنگل های پرپشت مخروطی به دره ایی وسیع با تپه های آهکی و بستر رودخانه ای خشک، تغییر شکل داد. دستگیره درون ون که دستم را دور آن حلقه کرده بودم بعد از ۴ ساعت پاره شد! اگر هر ۲۰ دقیقه یکبار از اولگا نمیخواستیم ماشین را نگه دارد تا نگاهی به اطراف (مثل این صحنه از یک جفت شتر دو کوهانه که مشغول پرسه زدن بودند) بیاندازیم، می توانستیم زودتر به ساگان نور یعنی نقطه شروع سفر با اسب ها به درخاد برسیم. نزدیک نهری کنار جاده اتراق کردیم و با چوب و کود گاو کوهان دار، آتشی بر پا کردیم؛ دود آتش چشم راهنمای ما اینک را به اشک آورد و در مدتی که آنجا بودیم کمی کج خلق و کم حرف بود. شام پاستا و گوشت گاو داشتیم، که تقریبا غذای هر وعده مان بود.

4 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

در کل شب ما صدای هیچ خودرویی را نشنیدیم که از آن حوالی عبور کند. هیچ حصار و مانعی در کار نبود، انگار که در کشوری لایتناهی باشیم. به نظر میرسید هرجا که بخواهیم میتوانیم چادر بزنیم، نه کسی متوجه میشد و نه اهمیتی میداد. با هر تکان این  قرص نان روسی، به جلو و عقب پرتاب میشدیم. در طول مسیر، اوو های زیادی را بر روی تپه ها دیدیم. اوو تلی گوریده در هم و کمی هم ترسناک از پیشکش هایی به خدایان آسمان بود که رسم و رسوم آن از زمان شمن های باستان به جای مانده بود. کنار این رودخانه برای ناهار توقف کردیم و سعی کردیم ماهی گیری کنیم – ما در مورد ماهی تایمن قوی هیکل (ماهی های آزاد بزرگ شمال آسیا و سیبری) شنیده بودیم، اما حتی یکی از آنها هم به قلاب ما نیوفتادند. هر از چند گاهی از کنار ماشین های شبیه به قراضه روسی که سوار بودیم میگذشتیم که البته اکثرا به دلیل تعداد زیاد سرنشین هایشان در گل و لای گیر کرده بودند. راننده ما، اولگا، اورسی زرد رنگ تمیزی را بدور کمرش بسته بود که با دوتا کردنش مانند یک سیم بکسل از آن استفاده میکرد، آن را به سپر خودروها گره میزد و آنها را از گل و لای بیرون می کشید. در آن اطراف گاوهای کوهان دار زیادی هم دیدیم. در طول مسیر باز هم برای دیدن شتر ها توقف کردیم. پشت سرمان مردی سوار بر اسب به تاخت می‌آمد. در ابتدا به نظر می رسید در حال تعلیم اسب جدیدی است چرا که اسب شدیدا چموش به نظر میرسید، اما نزدیک تر که رسید گفت که فقط داشته نمایشی برایمان اجرا میکرده.

5 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

7 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

بعد از گذراندن شب در یک شهر کوچک نزدیک دریاچه ایی فیروزه ای رنگ به نام، ساگان نور، ما شاداب و سرزنده از خواب برخواستیم تا همراه اسب ها به درخاد دپرشن برویم. اسب ها از آن چیزی که فکر می کردیم کوچک تر ( و پر سر و صدا تر) بودند. اسب ها را بار کردیم، چند راهنمای دیگر و یک آشپز به گروه اضافه کردیم و سپس به سمت جایی راه افتادیم که ماشین ها نمیتوانستند به آن برسند. پس از مدتی جنگل های کوهستانی متراکم به گذرگاه های آلپی کم و بیش برف زده ای رسیدیم، که با گذر از آنها تایگا طلایی در سمت دیگر نمایان شدند. بعد از حدود ۱۰ ساعت اسب سواری، و تنها سه توقف کوتاه، زین های خشک و سفت مغولی تقریبا همه مان را از پا در آورده بودند. هرچند منظور از ما، ما خارجی ها بود  با وجود ملتمسانه به دنبال نشانه ای از رسیدن به مقصد بودیم. در این اثنا ناگهان سر پیچی، با آفتاب ۷ بعد از ظهر که بی وقفه بر سرمان میتابید، شمایلی از چادرهای خاکستری در دوردست پیدا شد. به دره وسیع درخاد دپرشن، منطقه ییلاقی که تعداد کمی از عشایر کوچ نشین دوخا که به ساتان مشهور اند و با گله های گوزن خود در آن ساکن اند، رسیدیم. برخلاف اکثر مغول ها که از چادرهای خاکستری (خیمه مغولی) استفاده میکنند، ساتان ها در چادرهای سرخپوستی (اورتز) زندگی می کنند. در دوردست، صدها گوزن مشغول خوردن آب از رودخانه ای بودند. محل درآمد ساتان ها که مجموعا ۳۰۰ نفرند، همین گله های گوزن ها هستند. با اجازه محلی ها چادر خود را کنار آن ها بر پا کردیم، اما در کمال تعجب از ما  دعوت کردند که در چادر های مخصوص مهمان بخوابیم. تازه با همسایه های جدیدمان آشنا شده بودیم که ناگهان عبور سریع جریانی را حس کردیم که با صدایی عمیق و خفیف همراه بود، به پشت سر که نگاه کردیم گله ای متشکل از حدود ۱۰۰ گوزن شمالی را دیدیم که در پایان روز در احاطه سگ های گله ای که بی شباهت به گرگ ها نبودند، به سمت خانه به تاخت میامدند. ناگهان همه اعضای (مرد، زن، بچه، و کودک نوپا)  همان چند خانواده انگشت شمار بلند شدند و گوزن هایشان را یکی یکی گرفتند و افسار هر کدام را با میخ به زمین کوبیدند.

8 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

9 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

این پسر کوچک یک چوپان حسابی زبر و زرنگ بود هر کجا که سگ های گله حضور نداشتند به تنهایی گله را جمع و جور میکرد. با اینکه گوزن تقریبا همه خوراک ساتان ها تامین میکنند – شیر، پنیر، ماست، کشک و گهگاهی گوشت- ساتان ها هر از چند گاهی با فروش صنایع دستی ساخته شده از استخوان گوزن ها، به خارجی ها نیز مقداری پول به دست میاورند. ما بعضی از چیز هایی را که میدانستیم نیاز دارند همراه خود برده بودیم: باتری، فندک، چراغ قوه،کت های بارانی و دفترچه و مداد برای بچه ها، این مرد اما بیش از هرچیز تحت تاثیر سیگار برگ قرار گرفته بود. به قصد ماهیگیری بدنبال چوپان زبل کوچک راهی رودی در همان حوالی شدیم، پسرک زمانی که به دو دختر از قبیله همسایه سوار بر گوزن رسید، با دست نهیبی به یکی از گوزن ها زد، این هم روش این پسرک برای خوش و بش کردن بود.

10 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا
11 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

13 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

14 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

16 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا17 - درخاد مغولستان؛ سفری به سرزمین دورافتاده بودا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


33.3KFollowers
26Followers
1.4KPosts
558Comments
28Followers
Follows
8.7KSubscribers
Subscribe