تخت جمشید

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

کل : 1

میانگین : 5

اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

تخت جمشید معروف­ ترین اثر باستانی ایران در تمام جهان است. کمتر کسی راهی ایران می ­شود بدون آنکه بخواهد از پرسه پولیس افسانه­ ای شهر شیراز دیدن کند. قبل از آن که مجموعه پارسه یا تخت­ جمشید را از نزدیک ببینم، تصور می­ کردم در مورد شکوه و عظمت آن اغراق شده­ است. اما می­ توانم بگویم که بازدید از پارسه یکی از بهترین تجربه­ های تمام زندگیم بود. کم­ تر اثری در دنیا وجود دارد که بتواند با تخت­ جمشید رقابت کند. این مجموعه تاریخی اسرار بسیار زیادی را دل خود پنهان کرده است. رازهایی که افشای هر کدام از آن ها می تواند تصور ما را از گذشته تمدن بشری به طور کامل متحول کند.

با سفرمی سری می زنیم به این میراث اجدادی و تلاش می کنیم بخشی از تجربه خود را با شما به اشتراک بگذاریم. اما تردید نکنید که حضور در این مجموعه حسی متفاوت دارد که در کلام و نوشته نمی گنجد.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

آن سوی مرودشت…

از مرودشت به سمت تخت جمشید به راه می افتیم و پس از مدتی به ورودی مجموعه می رسیم. از دور می توانیم ستون های بلند و مشهور تخت جمشید را ببینیم که بر کوه پایه کوه رحمت یا میترا استوار شده اند. برای وارد شدن به کاخ بزرگ ترین امپراتوری جهان آرام و قرار نداریم. فرایند تهیه بلیت آسان و در کلاس جهانی است. اما هیجان رسیدن به مجموعه صبر و حوصله را از مراجعین می گیرد.
تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

پلکان اسرار آمیز

اولین چیزی که با آن رو به رو می شویم ۱۱۱ پله است که از دو سو ما را به سمت کاخ هدایت می کند. این الگو بعدها در بسیاری از ساختمان های ایران و جهان تکرار شد. برای مثال می توانید به پلکان دو سویه در باغ فردوس تهران نگاه کنید. پله های پارسه تنها ۱۰ سانتی متر ارتفاع دارند. به طور خودکار خواهید دید که گام هایتان کوتاه و نجیبانه می شوند. به این شکل نجیب زادگانی که مهمان شهر پارسه بودند، بدون محدودیت سن و سال می توانستند در لباس های فاخرشان در کمال آرامش به سوی کاخ باشکوه میزبان گام بردارند.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

دروازه کشورها

میهمانان پس از عبور از پلکان به دروازه بزرگ کشورها می رسیدند. این دروازه با نام دروازه ملل نیز شناخته می شود. دروازه ای بزرگ با ارتفاع ده متر که با دو پیکر گاو با سر انسان تزئین شده است. در میان این دروازه دری چوبی قرار داشت که مزین بود به طلا و نقره. دقت اجرا در این پیکره ها به شکل غیرقابل تصوری بالا است. تنها با دیدن همین دو مجسمه که در زمان خشایارشا ساخته شده­ اند می شود به توانایی فنی و هنری ایرانیان آن زمان پی برد.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

خیابان پاسداران پارسه

بعد از عبور از دروازه کشورها به خیابانی می رسیم که ۹۲ متر طول و ۱۰ متر عرض دارد. در دو سوی این خیابان سپاهیان و پاسداران به ردیف می ایستادند و به مهمان ها خیر مقدم می گفتند. در انتهای این خیابان می شود قطعاتی ناتمام را مشاهده کرد که بخشی از فرایند گسترش مجموعه را تشکیل می داده است. فرایندی که با حمله اسکندر برای همیشه متوقف شد. مقصد این خیابان تالار پارسه و یا کاخ صد ستون است که در کنار کاخ آپادانا قرار دارد. در حال حاضر در هنگام قدم زدن در خیابان پاسداران می توانید در سمت چپ خود برخی از سرستون ها و آثار به دست آمده از حفاری ها را مشاهده کنید.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

تالار صد ستون

تالار صد ستون به احتمال زیاد کاربردی مانند لابی های امروزی داشته است. مهمان ها پس از آن که از میان گارد تشریفات می گذشتند به این تالار وارد می شدند. ستون های این تالار در ردیف های ده در ده، به طور منظم قرار داشتند. هر ستون ۱۴ متر ارتفاع داشت. از این ستون ها چیزی باقی نمانده است و نمونه­ های باقی مانده از کشور خارج شده اند و امروز دو عدد از آن ها در شیکاگوی آمریکا یافت می شوند.

نکته جالب در مورد این تالار سنگ نگاره ای از مجلس شاهی است که نقش پادشاه هخامنشی بر روی آن دیده می شود. به این شکل میهمانان قبل از آن که به بارگاه شاه برسند می توانستند تصویری از شاه را ببینند. این تصویر در گذشته با لعاب رنگ شده بود. ابعاد بدن شاه بزرگ تر از ابعاد بدن دیگران تراشیده شده است. اما این بزرگی آن قدر نیست که به چشم بیاید و اغراق آن مشهود باشد. به خصوص که شاه بر روی صندلی خود نشسته است و دیگران ایستاده اند. به این ترتیب بزرگی شاه در چشم بیننده تداعی می شد. از طرف دیگر این تصویر می توانست مهمان ها را با آداب و رسوم بارگاه شاهی آشنا کند. به این شکل مطمئن می شدند که همه به شکلی درست در مقابل شاه جهان کرنش خواهند کرد.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

کاخ سه در

نزدیک ترین کاخ به تالار صد ستون کاخ سه در است که به خاطر تعداد درهایش با این نام خوانده می شود. این کاخ در زمان اردشیر اول کامل شده است. نقش نجیب زادگان پارسی بر روی دیوار پلکان این کاخ، این نظریه را قوت بخشیده است که از کاخ سه در برای شور و مشورت بزرگان استفاده می کرده اند. به همین دلیل به کاخ سه در، کاخ شوراها نیز می گویند. کاخ سه در، در مقایسه با آپادانا و تالار صد ستون چندان بزرگ نیست، اما از قسمت های قدیمی این مجموعه به حساب می آید.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

کاخ آپادانا

بعد از بازدید از کاخ سه در به مهم ترین بنا در مجموعه پارسه می رسیم. این قسمت بارگاه یکی از قدرتمندترین پادشاهان تمام تاریخ یعنی داریوش یکم بود. داریوش به عنوان بنیان گذار مجموعه تخت جمشید، کاخی به همین نام در شوش نیز ساخته بود که اتفاقا شباهت هایی به آپادانای پارسه دارد. در ساخت هر دو از آجرهای لعاب دار و تزئیناتی مشابه استفاده شده است. همچنین ۷۲ ستون این دو کاخ نیز بی شباهت به هم نیستند. از این ۷۲ ستون تنها ۱۳ عدد هنوز پابرجای هستند. به خاطر بازسازی ها و مرمت های انجام شده، دیگر ستونی در کاخ آپادانا سقوط نمی کند و همین شکل کنونی پابرجا  می ماند.

در این کاخ می شود نقوشی از سربازان هخامنشی و سربازان مادی را در کنار هم دید. به این شکل پادشاه نشان می داد که بر سلسله قبلی ایران نیز تسلط کامل دارد. در این نقوش سربازان مادی کلاهی مدور و سربازان هخامنشی کلاهی استوانه ای شکل دارند. این کلاه ها وضعیت رسمی مجلس را به تصویر می کشند. به غیر از مادها و پارس ها نقشی از ملت های دیگر نیز در این تالار به چشم می خورد. این مهمان ها در حال تقدیم هدیه به داریوش کبیر تصویر شده اند.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

نیایشگاه پارسه در کنار آپادانا

این که عبادتگاه مجموعه پارسه درست در کنار بارگاه شاه بنا شده است می تواند بر روی ذهنیت ما از ساختار حکومتی هخامنشیان و نقش مذهب در زندگی مردم آن دوران تاثیر بگذارد. حالا این نیایشگاه به کاخ G مشهور است. از این نیایشگاه چیز زیادی بر جای نمانده است.

خانه زمستانی پارسه

خانه زمستانی یا کاخ تچر از جمله نخستین بناهای ساخته شده در تخت جمشید است. ابعاد کاخ زمستانی چندان بزرگ نیست، اما یکی از مهم ترین ساختمان های تمام پارسه است. مشهور است که در گذشته سنگ های این کاخ را چنان صیقل زده بودند که مراجعین می توانستند تصویر خود را در آن ها ببینند. نام تالار آینه از همین جا می آید. نقوش متفاوت و بسیار زیبایی بر روی دیوارهای این کاخ دیده می شود. مثل خدمتکارهایی که قربانی ها را به نزد شاه می آورند.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

شاه شیر کش

یکی از نقوش بسیار مشهور نقش شاه است که دارد یک شیر پارسی (لئو پرسیکا) را با خنجر می کشد. با کمی دقت متوجه می شویم که هیبت شیر طبیعی نیست. شاه با دست شاخ شیر را گرفته و با دست دیگر خنجر را در شکم حیوان فرو می کند. در این تصویر شاه بسیار آرام و مطمئن است و کشتن شیری به این درشتی برایش هیچ زحمتی ندارد. در یک تصویر شیر، بال دارد و پاهایش به پای عقاب می ماند. چیزی شبیه به موشهوشوی بابلی. اما در تصویر دیگر شیر، بی بال است پاهایی شیرگونه دارد. اما هنوز هیولا است.

پای شیر روی پای شاه است. با دست راست، دست شاه را گرفته و دست دیگرش روی سینه او است. بر خلاف شاه، شیر درد زیادی را تحمل می کند. وقتی این تصویر کامل می شود که سر این موجود اهریمنی در بالای ستون قرار می گیرد تا به عنوان سرستون سقف کاخ را حمل کند. شیرِ سرستون سرش را به پایین انداخته و رام شاه پارسی شده است. چنین اتفاقی برای گاو و همای نیز می افتد. به این شکل اهریمنان در خدمت مردم در می آیند.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

نبرد شیر و گاو

نبرد شیر و گاو نیز یکی از مشهورترین تصاویر حک شده بر دیوارهای پارسه به حساب می آید. شیر با دستان قدرتمندش کمر گاو را گرفته و رانش را گاز می گیرد. تعابیر زیادی برای این نقش آورده اند. برخی گفته اند شیر، نماد ایران است و گاو نماد دشمنان ایران. عده ای نیز بر این باورند که این تصویر چیره شدن برج اسد بر برج حمل و تحویل سال نو را نمایش می دهد. البته هستند عده ای که می گویند تصویر فقط تزئینی است و محتوای خاصی ندارد و مثل بسیاری از حجاری های دیگر، تنها قرار است شکوه، قدرت و هیبت را به بیننده منتقل کند.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

آشتی پارس ها و مادها

این سنگ نگاره زیباترین و با مفهوم ترین تصویر حکاکی شده در تمام تخت جمشید است. در این تصویر بزرگزاده پارسی در مقابل بزرگزاده مادی ایستاده است. دست راست مرد هخامشی بر روی شمشیرش قرار دارد. گویی می خواهد بگوید که قصد استفاده از سلاح را ندارد. با دست دیگر دو انگشت (و نه مچ) مرد مادی را به نشانه دوستی گرفته است. مرد مادی در مقابل یک شاخه گل (لوتوس) به مرد هخامنشی هدیه می دهد. اطراف این سنگ نگاره با لوتوس های شکفته زینت شده است.

این پیشنهاد، یعنی استفاده از گل به جای سلاح، تصویری صلح آمیز و بشردوستانه است. در تمام پارسه هرگز نبرد انسان با انسان به چشم نمی خورد و تصویر جنگ به مبارزه با دیوها خلاصه می شود. این طرز فکر را مقایسه کنید با نقش رستم که در آن ها ساسانیان تصاویر جنگی را با افتخار ترسیم کرده اند.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

کاخ هدیش

هیچ پادشاهی به اندازه خشایارشا در چشم غربی ها منفور نبود. چرا که خشایارشا وارد آتن شده بود و آنجا را به آتش کشیده بود. برخی معتقدند اسکندر پیش از همه کاخ هدیش (کاخ خشایارشا) را آتش زده است. البته این که اسکندر به طور دقیق می دانسته کدام کاخ متعلق به چه کسی است کمی مشکوک به نظر می رسد. همچنین هستند مورخان و محققانی که معتقدند آتش زدن تخت جمشید بر اثر یک حادثه رخداده است. می گویند اسکندر که در شب پیروزی مست بود تنش به مشعلی می خورد، پرده ای می سوزد و آتش به دیگر بخش های کاخ نیز سرایت می کند. البته این روایت نیز خالی از افسانه سرایی نیست. بیشتر شهرت کاخ هدیش به خاطر شکل درگاهی های آن است.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

تخت جمشید، بنایی کامل یا قصری ناتمام

برخی با مشاهده قسمت های ناتمام تخت جمشید، مانند دروازه ناتمام این نظریه را ساختند که تخت جمشید هرگز کامل نشد و هیچ وقت هیچ شاهی در آن سکونت نکرد. این نظر درست نیست. تخت جمشید یک کاخ منفرد نیست. بلکه مجموعه ای از کاخ ها است که هر پادشاه به نوبه خود چیزی بر آن افزود.

سنگ بنای این مجموعه را داریوش اول گذاشت. او داماد کورش و پدر خشایارشا بود و بعد از کمبوجیه دوم با شکست گئومات یا همان بردیای دروغین به حکومت رسید. گئومات ادعا کرده بود که بردیا، پسر کورش است. تا زمان اسکندر ساخت و ساز و گسترش در این مجموعه ادامه داشت. در آتش سوختن تخت جمشید نیز نظریه ای اثبات شده است و آثاری از آن را هنوز هم می شود مشاهده کرد.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

نام تخت جمشید

نام درست این مجموعه پارسه یا پارسه شهر است. غربی ها آن را پرسه پلیس، به معنای شهر پارسه می نامند. اما قرن ها پس از فراموش شدن دوران هخامنشی، یاد و خاطره این سلسله به خاطر نبود منابع مدون تاریخی از ذهن ها رخت بر بست.

فاصله آخرین شاه پارسه تا فردوسی تقریبا برابر است با فاصله آخرین شاه ساسانی با ما. طبیعی است که ما نیز خاطره ای از ساسانیان نداشته باشیم و هر چه می دانیم را از پژوهش های باستان شناسان به دست آورده باشیم. امروز هم مردم به راحتی نمی توانند نام صحیح کاخ های بیشاپور (مربوط به زمان ساسانی) را بگویند. همان طور که ما نمی توانیم خطوط ساسانی را بخوانیم، هزار سال پیش خواندن کتیبه های هخامنشی غیر ممکن بود.

به همین دلیل افسانه جای خودش را به حقیقت داد. نام هایی از قبیل نقش رستم، تخت جمشید، فرهاد کن، تخت سلیمان و غیره از دل همین افسانه ها خارج شدند. چنانچه حافظ و شعرای دیگر از عبارت تخت سلیمان برای اشاره به استان فارس استفاده می کنند، یا از جمشید و رستم و دیگر شخصیت های غیر واقعی مانند ضحاک نام می برند.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

مقبره اردشیر سوم

در ضلع شرقی تخت جمشید یک مقبره به چشم می خورد که بسیار به مقبره های هخامنشی نقش رستم شباهت دارد. این تنها مقبره ای است که در محوطه پارسه شهر کنده شده است. برای دیدن مقبره اردشیر سوم لازم است کمی کوه پیمایی کنید. این مسیر به زحمتش می ارزد. چرا که در آنجا می توانید بهترین دید را نسبت به تخت جمشید پیدا کنید.

اردشیر سوم را نباید با اردشیر سوم ساسانی اشتباه بگیرید. حتی نام این دو شاه نیز یکی نبوده است و اردشیر خواندن شاه هخامنشی در واقع اشتباهی مصطلح است. نام درست این شاه آرتَخشثَر است. منابع غربی از او با نام Artaxerxes  یاد کرده اند که به آرتخشثر شباهت بیشتری دارد.

اردشیر سوم چهره ای دوگانه در تاریخ دارد. برخی او را به خاطر جنگ ها و کشتارهایش سرزنش می کنند و البته برخی دیگر سرکوب شورش ها و متحد کردن دوباره کشور و مقتدر ساختن مجدد خاندان هخامنشی را از ویژگی های مثبت او دانسته اند. از جمله مهم ترین جلوه های این اقتدار، فتح مجدد مصر و افزودن دوباره آن به سرزمین ایران بود.

بعد از اردشیر سوم، امپراتوری هخامنشی تضعیف شد. ارشک کمتر از سه سال بر ایران حکومت کرد و داریوش سوم در نبرد با اسکندر شکست خورد و حکومت هخامنشیان پایان یافت.

بر روی این مقبره، تصویر شاه، نشسته بر تخت شاهی دیده می شود. در حالی که یک خدمتکار سایبانی را بالای سر شاه گرفته است. تخت بر روی دست چهار مستخدم قرار دارد. این تخت به نوبه خود بر روی دست پنج خدمتکار دیگر است. پنج خدمتکار دیگر، این پنج نفر را بر روی دست گرفته اند. دو نقش فروَهر بالای سر شاه است و فروهری دیگر بالای تمام نقوش. شاه بسیار بزرگ تر از تمام اشخاص دیگر ترسیم شده است.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

اما چرا دشت پارسه؟

در منطقه خشک و بی آب و علف اطراف پارسه، ممکن است از خود بپرسید در ایرانی به این بزرگی که از شرق تا غرب جهان کشیده شده بود، چرا شاهان هخامنشی این منطقه را برای ساختن کاخ های باشکوه خود انتخاب کردند؟ البته هخامنشیان اهل انشان (بیضای کنونی) بودند. اما چرا کاخ را به منطقه ای خوش آب و هواتر منتقل نکردند؟

جواب در تغییرات اقلیمی است که ایران طی بیست و پنج قرن تجربه کرده است. در آن روزگار آب و هوای اطراف پارسه شباهتی به هوایی که امروز می بینیم نداشت. در زمان هخامنشیان دریاچه ای بزرگ در مرکز ایران بود که به آن دریای ساوه می گویند. میانگین دمای زمین نیز کم تر از امروز بود و استان فارس، به خاطر نزدیکی به دریای ساوه منطقه ای بسیار خوش آب و هوا به حساب می آمد. وجود باغ کورش در پاسارگاد تا حد زیادی موید این موضوع است.

به دلیل وجود رشته کوه های البرز و زاگرس و به خاطر قطع شدن ارتباط ناحیه داخلی فلات ایران با آب های آزاد، رفته رفته دریاچه ساوه رو به خشکی گذاشت. معروف است که می گویند میلاد حضرت رسول مصادف بود با خشک شدن کامل این دریاچه. از طرف دیگر همین خشکی که در حدود هزار سال بعد از هخامنشیان رخ داد، سبب شد که نقوش تخت جمشید به شکل خوبی محفوظ بمانند و در اثر باد و باران نابود نشوند.

این مجموعه امروز در فهرست یونسکو به عنوان میراثی برای تمام بشریت به ثبت رسیده است.

تخت جمشید افسانه­ ای؛ اوج نبوغ بشری در هنر و معماری

 

منبع: https://www.safarme.com

 

نظرات کاربران