حادثه فرودگاه تنریف؛ بدترین سانحه در تاریخ هوانوردی

حادثه فرودگاه تنریف؛ بدترین سانحه در تاریخ هوانوردی

کل : 2

میانگین : 5

در این مطلب شرح کامل فاجعه ی فرودگاه تنریف به همراه ویدئوی مربوط به آن به سمع و نظر شما عزیزان می رسد؛ با سفرمی همراه باشد.

این حادثه ی اسف بار در تاریخ ۲۷ مارس سال ۱۹۷۷ و در ساعت ۱۷:۰۷ بعد از ظهر اتفاق افتاد. با وجود مرگ و میر وحشتناکی که در حمله ی تروریستی به برج های دوقلو در سال ۲۰۰۱ رخ داد، حادثه ی غم انگیز لس رودوس (Los Rodeos)، همچنان به عنوان رکوردار بیشترین تعداد تلفات (به جز افرادی که روی زمین بوده اند)، از هر سانحه ی دیگری در تاریخ هوانوردی، شناخته می شود.

عاملین این حادثه ی هوایی دو فروند هواپیما بودند: یکی هواپیمای بین المللی پان (Pan) متعلق به آمریکا و دیگری یک هواپیمای کی ال ام (KLM) متعلق به هلند، که هر دو از نوع بوئینگ 747 به شمار می رفتند. در سال 1997, فرودگاه لوس رودوس تنها یک باند فرود داشت و این دو هواپیما زمانی متوجه حضور یکدیگر شدند که در امتداد باند به صورت شاخ به شاخ در حال حرکت (TAXI) بودند.

این دو هواپیما به مقصد لاس پالماس (Las Palmas) واقع در جزایر قناری پریده بودند. درست در حوالی جزایر قناری، این رویداد به وقوع پیوست که در نهایت هم به یک فاجعه منجر شد. در ساعت 1:15 عصر روز تصادف، یک بمب کوچک تروریستی در ساختمان ترمینال فرودگاه لاس پالماس منفجر شد. این حادثه درست به مانند یک زنگ هشدار بود؛ البته بدون تلفات و تنها چند مجروح در پی داشت.

در این حین یک تماس تلفنی صورت گرفت و این حامل این پیام بود که بمب دوم در راه است. بدین ترتیب، مسئولین فرودگاه هیچ راه دیگری نداشتند به جز اینکه فرودگاه را موقتا تعطیل کنند. هردو هواپیمای پان امریکن (The Pan Am) و کی ال ام (KLM) دستور گرفته بودند تا تغییر مسیر داده و در نزدیگترین فرودگاه جایگزین یعنی لوس رودوس فرود آیند. حداقل 3 هواپیمای غول پیکر دیگر هم به این مسیر هدایت شده بودند. فرودگاه لوس رودوس برای استقبال از این تعداد هواپیماهای غول پیکر از تجهیزات کافی برخوردار نبود. همانطور که پیشتر ذکر کردیم: این فرودگاه تنها یک باند فرود و یک جاده ی اصلی تاکسی که به موازات آن کشیده شده بود، در اختیار داشت. همچنین، چند باند پرواز کوچک هم به راه اصلی آن متصل شده بود.

جای دادن هواپیماهای بزرگ مستلزم این بود که آنها در راه اصلی تاکسی پارک کنند و در نتیجه، هواپیماهایی که قصد پرواز داشتند باید در باند اصلی حرکت می کردند. زمانی که روی زمین بودند، خلبان هواپیمای KLM تصمیم گرفت به منظور صرفه جویی در وقت، مجددا سوختگیری کند. این تصمیم بدین معناست که در زمان روی دادن حادثه ی تنریف، هواپیمای KLM، سرشار از سوخت بوده است و باعث شد که آتش سوزی بسیار وحشتناکی به وقوع بپیوندد.

بالاخره تصمیم گرفتند که فرودگاه لاس پالماس را باز کنند. سپس برج مراقبت تصمیم گرفت تا هواپیمای KLM را ترخیص نماید و به خلبان آن دستور داد تا به انتهای باند برگردد و یک دور 180 درجه بزند. (چنین مانوری در این فضای محدود کار بسیار دشواری است). از خدمه ی هواپیما خواستند تا ترخیص هواپیما را تصدیق کنند اما، از آنجایی که آنها در حال بررسی های پیش از پرواز بودند، چنین امری تا زمانی که هواپیما در حالت برخاست قرار بگیرد، امکان پذیر نبود. در همین حین، تعدادی ابر کم کم متراکم شدند و مه غلیظی را به وجود آوردند که دید زیر 1000 پا را با مشکل مواجه می کرد و تقریبا از بین می برد. در مرحله بعد، به خلبان پرواز پان آمریکن دستور داده شد تا در همان راستا به انتهای باند بازگردد و سپس از خروجی سوم خارج شود و به باند اصلی وارد شود.

شماره خروجی مورد نظر به خلبان اعلام شد: خروجی سوم. هواپیما کم کم حرکت (TAXI) آرام خود را آغاز کرد. خدمه ی پرواز با استفاده از نقشه هواپیما در حال جستجوی خروجی مورد نظر بودند. به خاطر داشته باشید که در آن لحظه، مه همه جا را فرا گرفته بود و این طور که پیداست، خدمه هرگز نتوانستند خروجی درست را تشخیص دهند. زیرا در نهایت این برخورد قریب الوقوع در حوالی خروجی چهارم اتفاق افتاد. به نظر می رسد که در این زمان اختلالات و سوء تفاهم هایی در ارتباط بین برج مراقبت و خلبان ایجاد شده بود.

خلبان هواپیمای KLM از کمک خلبان خود درخواست کرد تا به برج مراقبت اعلام کند که آنها آماده برخاست هستند و اجازه ی خروج می خواهند. سپس برج مراقبت اجازه ی ترخیص هواپیما تنها در محدوده ی مسیر خروجش را به همراه دستورالعمل های لازم پس از برخاست را به آنها داد. این یک اجازه ی ترخیص مشخص برای یک پرواز واقعی محسوب نمی شد.

کمک خلبان گفت: «ما هم اکنون در حال برخاست هستیم» و برج مراقبت پاسخ داد: «OK». این طور به نظر می رسد که خدمه ی پرواز می خواستند به برج مراقبت بگویند که آنها در حال برخاست برای پرواز هستند. در حالی که برج مراقبت تها اجازه ی خروج و برخاست از موقعیت فعلی شان را به آنها داده بود و انتظار داشت که آنها برای اجازه پرواز صبر کنند. برج مراقبت ادامه داد: «برای پرواز حاضر باشید؛ با شما تماس می گیرم.»

این طور که در تاریخ ثبت شده، سانحه ی  تاسف بار و فجیع فرودگاه تنریف در همین لحظه به وقوع پیوسته است. یک تماس رادیویی از طرف هواپیمای پان آمریکن به طور همزمان با برج مراقبت گرفته شد که حاوی این پیام بود: «ما هنوز در حال حرکت (TAXI) بر روی باند هستیم» این تماس باعث اختلالات رادیویی شده بود. بنابراین جملات آخر برج مراقبت هرگز به گوش کمک خلبان هواپیمای KLM نرسیده بود.

حادثه فرودگاه تنریف؛ بدترین سانحه در تاریخ هوانوردی

همچنین، برج مراقبت مهم ترین اطلاعات پرواز پان آمریکن درباره ی موقعیت آنها را نیز از دست داده بود. اگر این دو پیام به گوش مخاطبان آنها رسیده بود هواپیمای KLM می توانست برخاست خود را لغو کند. همچنین، به دلیل مه شدید، هواپیماها نتوانستند یکدیگر را رویت کنند و از دید برج مراقبت نیز مخفی ماندند. بعلاوه، فرودگاه لوس رودوس به رادار زمینی مجهز نبود. برج مراقبت از خلبان پان آمریکن خواسته بود تا پس از خروج از باند به آنها گزارش دهد. خلبان پاسخ داد: «Ok». هر وقت از باند خارج شدیم به شما اطلاع می دهیم. پس از شنیدن این مکالمه، مهندس پرواز هواپیمای KLM  در مورد موقعیت هواپیمای دیگر ابراز نگرانی کرد. به هرحال، نظر خلبان KLM این بود که آنها اجازه برخاست را دریافت کرده اند و به حرکت در امتداد باند ادامه داد.

همین طور که دو هواپیما به یکدیگر نزدیک می شدند، خدمه یک به یک، چراغ های فرود هواپیمای جلویی که از میان مه نمایان می شد را می دیدند. خلبان پان آمریکن نهایت تلاش خود را به کار گرفت تا بتواند به سرعت تغییر جهت داده و به سمت خروجی چهارم منحرف شود. خلبان KLM هم در صدد بود تا با تمام قوا یک صعود پرشیب را به سرانجام برساند و همین امر منجر شد که دم هواپیما باند فرودگاه را به طول 65 فوت خراش دهد. در واقع هواپیمای KLM از زمین جدا شد اما بدنه ی هواپیمای پان آمریکن که زیر آن قرار داشت، هواپیمای KLM را متلاشی کرد.

تلفات حادثه فرودگاه تنریف وحشتناک بود. از هواپیمای KLM همه 234 مسافر و 14 خدمه جان باختند. 326 نفر از مسافران و 9 خدمه ی پرواز از هواپیمای پان آمریکن در اثر انفجار کشته شدند و 56 مسافر و 5 خدمه ی پرواز از این هواپیما زنده خارج شدند. برخی از افرادی که جان سالم به در برده و به باند فرود منتقل شده بودند، توسط گلوله افشان هایی که از موتور بوئینگ های 747 که همچنان پس از برخورد در حال کار کردن بودند، پرتاب می شدند، کشته شدند.

آتش نشان ها در ابتدا به سمت هواپیمای KLM هجوم بردند؛ با این امید که بخاطر مه غلیظ تنها یک هواپیما درگیر شده است. از قضا این همان هواپیمایی بود که هیچ بازمانده ای از خود برجای نگذاشت.

تحقیقات در فرودگاه تنریف، همراه با تیمی متشکل از ۷۰ بازرس شروع شد.

نتایج جستجوی آنها برای دلایل اصلی این فاجعه به شرح زیر است:

  • هواپیمای KLM بدون اجازه ی ترخیص مشخص عمل برخاست را شروع کرده است.
  • هواپیمای پان آمریکن نتوانست خروجی مورد نظر خود، یعنی شماره ۳ را پیدا کند و به جای آن به سمت خروجی شماره چهار منحرف شده است.
  • از دست دادن دو پیام رادیویی بسیار مهم: با توجه به اینکه هر دو پیام دقیقا به صورت همزمان ارسال شده و باعث تداخل متقابل گشته که در نتیجه پیغام های بی معنی با صدای خش خش و ترق و تروق پخش شده است.
  • استفاده از پاسخ های غیر استاندارد نظیر: «OK».
  • فرودگاه با توجه به ظرفیت محدود مجبور به جای دادن تعدادی هواپیمای غول پیکر و فراتر از ظرفیت خود شده است.

خبر تغییرات شگرفی که پس از این حادثه در فرودگاه تنریف اعمال شد در سراسر جهان فراگیر شد.

مقامات حمل و نقل هوایی امروزه بر تاکید استفاده از عبارات استاندارد به جای جملات عامیانه، در مکالمات رادیویی، پافشاری فراوانی دارند. برای مثال: جمله «TAKE OFF» تا زمانی که اجازه ی پرواز واقعی داده نشود، بیان نخواهد شد. برای اجازه خروج به جای آن از واژه «DEPARTURE» استفاده می شود.

در سال بعد یعنی ۱۹۷۸، دومین فرودگاه بزرگ تنریف افتتاح شد. فرودگاه رینا سوفیا (Reina Sofia Airport) بسیار بزرگتر بود و پروازهای بین المللی را پوشش دهی می کرد. در حالیکه فرودگاه لوس رودوس تنها در زمینه ی پروازهای داخلی و بین جزایر فعالیت می کرد. همچنین، رادار زمینی نیز در فرودگاه لوس رودوس نصب و راه اندازی شد.

 

نظرات کاربران